X
تبلیغات
رایتل

بـــــانـــوی اردیــبـهشـتـــ

معجزه ی تــو

به نام آنکه سر به سجاده اش را حالی دگر است.
می خواهم بنویسم از او که سر سبزترین بهار را در زلال نگاه آبی تو آفرید. می خواهم از سبزی نگاه آبیت شعر بگویم و زمزمه ی پرستوها که با آمدن سرخی لبخندت به شهرمان کوچ کردند را برای همه ی عمر قاب کنم و در اتاق کوچک قلبم بیاویزم تا همیشه بدانم که تو همراه بهار و پرستو می آیی و در زمزمه ی خوش چکاوک نغمه ی دوستت دارم را می شنوم که بهار زودتر از تو و آمدن نگاه آبیت ، برایم می آورد.
من هنوزم منتظرم که روزی تو بیایی و کنار ساحل آرام دریا کنارم باشی. وجود تو هستی من است و هستی تو از وجود من.
دوستت دارم بیشتر از دیروز ، بیشتر از تمام دیروزهایی که عهد بستیم تا همیشه برای هم لبخند بزنیم و اشکمان را جز شمع نیمه جان و پروانه ی عاشق هیچکس نبیند.
دوست داشتن معجزه می کند و از قلب تو تا قلب خالی من راهی باز می کند تا ابد.
که من می خواهم دوستم داشته باشی و من معجزه قلبم را در نگاهت بخوانم و بیاموزم قرار دل بیقرارت باشم و دیگر قلبم لبریز از بوی باران و یاس شود ، که دیگر خالی نباشد.
معجزه ، لبخند چشمان توست که می تواند سطر به سطر دفترم را از پاییز پاک کند. لبخند بزن ، که من ایمان دارم به سبزی نگاهت و زلال آبی چشمانت . ایمان دارم به رویش پیچک و یاس در
 قلبم که با باران نگاهت سرآغازی دوباره میخواهد.
من به معجزه ات ایمان دارم . لبخند بزن...
"مژگان"
پنجشنبه 17 مرداد 92
 5 عصر به ساعت باران
 
 

 

[ پنج‌شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1392 ] [ 07:17 ب.ظ ] [ مژگان ] [ 6 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه