X
تبلیغات
رایتل

بـــــانـــوی اردیــبـهشـتـــ

دلتنگی های مدام

امروز آخرین روز ار سفر یک هفته ای من به شهر بارانه و فردا صبح برمیگردم متل قو

دلم برای خانوادم تنگ شده ، برای مرجان خواهرم ، محسن ، مامان ، بابا که از روز دوم دلتنگ شده بود و میگفت کی برمیگردی؟

برای همه چیز ، اتاقم ، کوچمون ، برای لحظه هایی که دلتنگ می شدم برای بودنش و حالا که اینجام و دلتنگ ...

قلبم الان دو قسمت شده ، دو تکه و هر دو هم دلتنگ ، موندم بین رفتن و نرفتن

بازم باید صبوری کنم تا دلتنگ نشه و زیر قولش نزنه ...

و چه خوب که همه خانواده برای رفتن من میان وگرنه نمیدونستم اگه قرار بود اینجا خداحافظی کنم چقدر بارون می بارید ، مثل کلمه به کلمه این نوشته که خیس بارون و مه بود!

امسال از اولش تقدیر من دوری از خانواده بود! سال تحویل امسال و دو هفته ای که مشهد بودم و شد اولین سفر تنهایی من و سرآغاز لحظه های خوب من

زندگی بازی های عجیبی داره ، گاهی در لحظه ای قرار می گیری که وقتی بهش فکر میکنی ، میبینی این لحظه آرزوی لحظه ی دیگه ای بوده ، که شاید تصورش هم برات دور بوده یا اصلا بهش فکر نکردی!

خدایا شکرت برای همه لحظه هایی که قرار نبود سهم من شه اما به لطف مهربونی های بی حدت نصیبم شد. شکر به خاطر همه داده هات و نداده هایی که مصلحتی توشون هست. خیلی دوست دارم و مثل همیشه هوامونو داشته باش!




* شهادت امام سجاد تسلیت و التماس دعا

[ پنج‌شنبه 7 آذر‌ماه سال 1392 ] [ 03:44 ب.ظ ] [ مژگان ] [ 5 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه