X
تبلیغات
رایتل

بـــــانـــوی اردیــبـهشـتـــ

تــولد

تولد 27 سالگی من هم گذشت ، خوب و خوش و قشنگ

مرتضی با مشارکت مامان ترتیب یه جشن تولد رو دادن و دوستامو دعوت کردن. سالن خونه رو هم مرتضی مهربونم تزیین کرد و منم کمکش کردم و بادکنک ها رو باد کردم.

بعدازظهر هم رفتیم بیرون و همون جایی که اولین بار همو دیده بودیم و یادآوری خاطرات گذشته نزدیکمون!

روزایی که خدای مهربون یه نگاه ویژه بهمون داشت و چقدر خوب همه کارهارو روبراه کرد برای وصال ...

موقع برگشتن هم کیک خریدیم و وقتی برگشتیم خونه شب شده بود و مامان عزیزم همه کارها رو انجام داده بود.

تا من آماده بشم ، دوستامم که همبازی بچگیم بودن و سالهاست همسایه ایم اومدن و شلوغی و شیطنت ها شروع شد.

همسر مهربونم بعد اینکه موهای خانومشو اتو کرد و کلی ظریف کاری انجام داد  برای راحتی ما تو اتاق من موند و سرشو گرم کرد تا جشن دخترونه ما با حضور مادرعزیزم برگزار بشه!

بعد اینکه بچه ها کلی بالا و پایین پریدن و خودشونو تخلیه کردن ، نوبت شمع فوت کردن و کیک بریدن شد و مرتضی و برادر بزرگمم به جمعمون اضافه شدن!

خلاصه اینکه شب خیلی خوبی و بقول بچه ها ایشالله "آخرین تولد خونه مامان" با کادوهای خوشگل گرفتن تموم شد. 


کلی عکس گرفته شد که من در ادامه چندتاشو میزارم!


و اما عکس کیک



صبح فردا هم با دخترعمو و پسرعمو و خانواده هاشون و برادرم و خانمش ناهار رفتیم جنگل





تـارا و مهران ، نوه های عمو

دخترِ ِ پسرعمو و پسر ِدخترعمو


* این پستو جمعه شب نوشتم و فقط عکسا مونده بود که آپ کنم و منتشرش کنم که مجبور شدیم بخاطر فوت خاله مادر مرتضی که خیلی وقته بخاطر کهولت سن مریض بود و بر اثر سکته مغزی یک هفته بیمارستان بستری بود بیایم رشت و اول میخواستم حذفش کنم ولی امروز یک شنبه با تاخیر کامل و منتشر کردم ولی زمانشو تغییر ندادم.

از همتون برای تبریکای تولدم خیلی زیاد ممنون. 

[ جمعه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ] [ 10:23 ب.ظ ] [ مژگان ] [ 8 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه